ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
419
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
علاقه داشت به چين فرستاده بود تا اطّلاعات موثّقى از اوضاع نظامى آنجا به دست آورد . 67 حاجى خليفه كتاب را واقعا ديده و اطّلاعات مربوط به آن را ، چون پارهاى موارد ، از منابع ديگر نگرفته ؛ بعلاوه در كتاب جهان نماى خود مكرّر از آن نقل كرده است . 68 آشنايى محافل علمى اروپايى با اين كتاب از روزگار پيش نتيجهء رواجى بود كه در سرزمين عثمانى داشت . در قرن هجدهم خاورشناس سوئدى ، نوربرگ ( 1747 - 1826 ) ، براى تحقيق خويش با عنوان بلاد چين ، كه ضمن پنج فصل از خانبالق و رونق و شكوه دربار امپراتورى و دين و ادب و قوانين و اوضاع نظامى سخن دارد ، به آن مراجعه كرده . در تحقيق مذكور از گزارش غياث الدّين نيز استفاده كرده . دو نسخهء خطّى از ترجمهء تركى در اروپا ( در درسدن و برلين ) وجود داشت 69 و همين قضيّه از نيمهء قرن نوزدهم به شناخت دقيق بعضى از قسمتهاى كتاب كمك كرد . فليشر ترجمهء فصل چهارم را كه دربارهء پادگانهاى شهرهاى مختلف چين سخن دارد همراه اطّلاعات عمومى دربارهء خود كتاب منتشر كرد ( 1851 ) . 70 پس از آن ، تسنكر با استفاده از نسخهء فليشر ، كه از روى نسخهء خطّى گرفته شده بود ، مختصرى از مطالب على اكبر را دربارهء دولت و دين و تمدّن چين انتشار داد ( 1861 ) . حدود همان اوقات ( 1853 / 1270 ه . ) چاپ سنگى كتاب در استانبول منتشر شد كه بسيار كمياب شد و انظار را جلب نكرد . 71 با وجود اين ، دانشوران اروپايى همچنان بر ترجمهء تركى تكيه داشتند . در سال 1883 شفر ترجمهء فرانسهء سه فصل اوّل و هفتم و پانزدهم را با استفاده از يك نسخهء فارسى موجود در استانبول ، كه به خطا 72 پنداشت به خطّ مؤلّف است ، 73 منتشر كرد و مقدّر نبود كه هدف وى 74 يعنى انتشار متن كامل كتاب انجام شود . 75 تحقيق دقيق كاله در اصل كتاب در دههء چهارم اين قرن صحّت نظر شفر را تأييد كرد 76 كه ترجمهء تركى دقيق نيست و دستكاريهاى فراوان در آن شده ، 77 بعلاوه ، مترجم از روى غفلت تاريخهايى بر آن افزوده كه موجب خطا در تاريخ كتاب شده است . 78 از اينجا توان دريافت كه در همهء مسائل جدّى مربوط به كتاب بايد به متن فارسى آن مراجعه كرد كه متأسّفانه تاكنون چاپ نشده ، 79 ولى به كمك مطالبى كه اكنون در دسترس است مىتوانيم از اين كتاب ، كه به هر حال اصل است ، يك تصوّر عمومى داشته باشيم . پيش از هر سخن بايد بگوييم كه اين كتاب يك سفرنامه ، به معناى معمولى كلمه ، نيست بلكه گزارشى است منظّم از كشور چين كه در بيست فصل تنظيم شده 80 و از چهار قسمت آن كشور يعنى ختا و ختن و چين و ما چين ، يعنى چين شمالى و جنوب غربى ( دو قسمت با هم ) و وسطى و جنوبى ، سخن دارد . 81 از محتويات بيست فصل ، حتّى در ترجمه تركى ، معلوم مىشود كه موضوع كتاب كامل و متنوّع است و بجز فصول اخير به همين ترتيب تدوين شده . فصل اوّل